جعفر پوربیگ چهارشنبه 11 دی 1392 02:01 ب.ظ نظرات ()

آنانی كه تا دیروز منتقد سرسخت جلالی بودند و به نوع ایستادنش در نیمكت هم خرده می گرفتند،امروز حامی سرسخت او شده اند.واقعا چه خبر است بین ما؟

زمانی كه تیم در نتیجه گیری ناموفق بود و نوع بازیش دلچسب نبود،كم مانده بگوییم كه ایراد از سبیل نداشته جلالی است و اصلا جلالی چرا سبیل ندارد!

اما امروز با چرخشی 180 درجه ای جلالی را بادانش ترین مربی می نامیم.

باور كنید بحث اصلا ربطی به رفتن یا ماندن جلالی ندارد و همه ما این را واقفیم كه امثال خطیبی متعصب ولی بسیار كم تجربه و در شرایط نادرتر علی كریمی،هیچ گاه نمی توانند جای جلالی بنشینند و تیمی با این همه ستاره را مدیریت نمایند.خطیبی كه هیچ گاه یارای كنترل كردن نصرتی،كریمی و حتی اسدی را نخواهد داشت(به سبب سن یكسانشان) و كریمی هم كه هكذا...

اما بحثمان بر نماندن سر حرفها و انتقادهایی است كه خودمان بر جلالی روا می داشتیم.انواع كاریكاتورها و ترول ها را برای حالت چهره جلالی تهیه می كردیم و نگاه یكسانش را به تمسخر می گرفتیم اما حالا خود را به عنوان حامی او معرفی میكنیم.

یكی از ایرادهای كه دلفكار بر جلالی میگیرد در نوع خود بسیار جالب است،جایی كه او از جلالی انتقاد میكند كه چرا در شكست ها و پیروزی ها حالتی یكسان از خود بروز می دهد(همان ترولی كه اوایل فصل برای جلالی در وبلاگهایمان منتشر میكردیم)!

مطمئن باشید هیچ هیئت مدیره ای این جسارت را ندارد كه به مربی اولتیماتوم دهد كه محبوب هواداران میلیونیش است و اگر مدیری هم این جسارت را به خرج دهد به عاقبت جعفری دچار خواهد شد.زینی زاده هیچ گاه دوست ندارد سرنوشت مدیر سابق در رزومه آینده اش به ثبت برسد و لذا به جلالی هم هیچ ایرادی نمی تواند بگیرد مگر اینكه طرفداران را پشت سر خود ببیند.

ای كاش،ای كاش همیشه ایام موضعی یكسان داشته باشیم و روی حرفها و ادعاهایمان استوار.